تبليغاتX
روانشناسی
روان نما(روانشناسی و روان سنجی)

خوش آمديد **** در صورت نياز به خريد آزمونهاي روانشناسي و يا انجام كارهاي مربوط به تجزيه و تحليل آماري(spss) به قسمت فروشگاه رفته و يا ايميل بزنيد *** با تشكر قاسمي

تاريخ ارائه: 1377


دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

گروه:

نام دانشجويان: سكينه شاه محمدي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: مشاوره

اساتيد راهنما: شهين عليايي زند دكترا روانشناسي ,    

اساتيد مشاور: كاظم سليمي زاده

 

چكيده: هدف: آگاهي از ميزان مثبت نگري در معناي زندگي ، عزت نفس و ويژگيهاي خانوادگي در بين گروه و ارائه پيشنهادات و راهبردهايي بمنظور كاهش اقدام به خودكشي به خصوص در گروه سني نوجوانان و افزايش ميزان توانمندي و سازگاري در برابر مشكلات و مسايل اعتم از خانوادگي و اجتماعي و گسترش افق هاي ديدشان در معناي زندگي و بالا بردن احساس ارزشمندي (عزت نفس ) آنان ، تحقيق آنان شامل 3 فرضيه اصلي و 11 فرضيه فرعي است. فرضيه هاي اصلي مثبت نگري در معناي زندگي ، ويژگيهاي خانوادگي و عزت نفس را در بين اقدام كندگان به خودكشي و افراد عادي و 11 فرضيه فرعي نيز وقوع طلاق ميان والدين ، جدا زندگي كردن از والدين ، در قيد حيات بودن والدين ، وجود سابقه خودكشي در ميان اعضاي خانواده و نيز در ميان آشناييان ، كيفيت روابط ميان والدين ،كيفيت روابط ميان افراد خانواده ، اميد به آينده ، هدف در زندگي ، ارزيابي مثبت از خود ، روابط اجتماعي و ديدگاه جبري بررسي كرده اند. جامعه آماري دختران جوان (15 تا 25 سال ) كه اقدام به خودكشي كرده اند و نيز دختران جوان عادي كه از نظر ويژگيهايي چون سن ، تحصيلات ، وضعيت تاهل و محل سكونت همتا با جواناني كه اقدام به خودكشي كرده اند. نمونه :100 نفر (50 نفر افرادي كه اقدام به خودكشي كرده اند و 50 نفر از دختران عادي ) بصورت تصادفي انتخاب شدند. يافته ها :تمامي فرضيه هاي اصلي و فرعي تاييد شدند پيشنهادات:گسترش كلينيك هاي مشاوره و رواندرماني در سطح جامعه .برگزاري مداوم كلاسهاي آموزش خانواده در مدارس و مراكز . آموزش نوجوانان و جوانان براي كسب خودباوري و ارزش نهادن به خود و در نهايت افزايش عزت نفس . آموزش نوجوانان و جوانان جهت افزاي توانمندي آنها در جهت مقابله با مشكلات زندگي و كسب ديدگاه مثبتي از معناي زندگي . اين پايا نامه همراه با جدول ، نمودار و كتابنامه و در 123 ص ارائه گرديده شده است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 23:23  توسط یوسف  | 

خود پنداري و عوامل مؤثر بر آن در كودكان خياباني سنين 12-6 سال

 

محققين:نسرين سلماني باروق* - ناهيددخت شريفي نيستانك* - دكتر انوشيروان كاظم‌نژاد** - شهزاد پاشايي‌پور***

 

چكيده

كودكان بزرگ‌ترين سرمايه ملي هر جامعه‌اي هستند، امروزه با توجه به رشد جمعيت كودكان، مشكلات آنان نيز افزايش يافته است از جمله اين مشكلات پديده كودكان خياباني است كه به سرعت درحال گسترش است و اين پديده سلامت كودكان را به مخاطره انداخته است.

پژوهش حاضر يك مطالعه توصيفي از نوع مقطعي است كه با هدف تعيين خودپنداري و عوامل مؤثر بر آن در كودكان خياباني سنين 12-6 سال مراجعه كننده به فرهنگسراي خواجوي كرماني تهران  انجام شده ‌است. بدين منظور و بر اساس معيارهاي مورد نظر،140 كودك خياباني سن 12-6 سال به صورت تمام شماري انتخاب شدند. ابزار گردآوري داده‌ها پرسشنامه‌اي شامل 4 بخش اطلاعات فردي، خانوادگي و اجتماعي كودك و سؤالات مربوط به سنجش خودپنداري كودك بود. داده‌ها از طريق مصاحبه با كودك توسط پژوهشگر جمع‌آوري شدند. با توجه به ميانگين و انحراف معيار به دست آمده سطح خودپنداري به چهار دستة خيلي منفي، منفي، مثبت و خيلي مثبت تقسيم شد.

نتايج حاصله از اين بررسي نشان داد كه نيمي از واحدهاي مورد پژوهش (50%) داراي خودپنداري خيلي منفي و فقط 1/2% آنها داراي خودپنداري خيلي مثبت بوده‌اند. بنابراين كودكان خياباني مورد پژوهش داراي خودپنداري پاييني بودند. همچنين در بررسي عوامل مؤثر بر خودپنداري يافته‌ها نشان داد كه بين مجموعه‌اي از عوامل و خودپنداري واحدهاي مورد پژوهش ارتباط معني‌داري وجود دارد (05/0p<)، از جمله اين عوامل مي‌توان از جنس، ميزان سواد، ميزان در‌آمد، مدت اشتغال به كار، ميزان شاد بودن در كنار خانواده، وجود مشاور، عكس‌العمل سرپرست در هنگام خطاي كودك، داشتن وسايل ضروري منزل، داشتن غذا و پوشاك كافي، داشتن دوستان خياباني قبل از كار كودك نام برد.

بنابراين كودكان خياباني از نظر تكامل جسمي و رواني در معرض خطر مي‌باشند و با خودپنداري پايين نياز به رسيدگي خاص دارند كه در اين راستا پرستاران با توجه به نقش وسيع خود مي توانند مداخلات لازم را جهت ارتقاء سلامتي آنان ارائه دهند.

 منبع:         http://nursing.tums.ac.ir/faw/journals/hayat/13bebad/hayat17/Brif%20farsi17.htm


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 18:37  توسط یوسف  | 

تلويزيون نقش مؤثري را در كاهش و كنترل اضطراب دارد اما نمي‌تواند در زمينه كاهش به طور مطلق مفيد واقع شود.


    نقش صدا و سيما در افزايش و يا كاهش اضطراب : تلويزيون فرآيند شرايط جامعه است و در جاهايي كه اضطراب‌هاي كاذب در جامعه توليد شود،تلويزيون و رسانه‌هاي گروهي بسيار مؤثر هستند كه اين اضطراب‌ها را سركوب كنند.اما در مقابل در اضطراب‌هاي ناشي از بروز زلزله درست است كه رسانه مي‌تواند مؤثر باشد و كمك به كاهش اضطراب كند اما اصل آن را هم نمي‌توان ناديده گرفت چرا كه تلويزيون نمي‌تواند آرامش صد در صد را در جامعه حاكم كند. 
    رسانه مي‌تواند نقش مؤثري را در برطرف و كنترل اضطراب‌ها داشته باشد و به هر حال يكي از عوامل بسيار تاثير‌گذار در كاهش اضطراب و ناآرامي،رسانه‌ و خصوصا تلويزيون است. 
    يكي از دغدغه‌هاي اصلي ما آرامش دهي به مردم است،اظهار داشت: ما توانسته‌ايم در زمينه كاهش اضطراب در استان تاثيرگذار باشيم.
    همچنين در مواردي كه به آرامش رواني جامعه كمك مي‌كند، برنامه‌ريزي‌هايي را در قالب برنامه‌هايمان داشته و داريم.برخورد رسانه با اين موارد 2 نوع است كه يكي برنامه‌ريزي‌هاي ثابت،مستمر و هميشگي است كه در سياست‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي تلويزيون‌قرار دارد و ديگري به صورت ويژه است.به طور مثال در يك زمان يك نوع ناامني ويژه به وجود مي‌آيد كه يكدفعه تمام جامعه را در بر مي‌گيرد كه ما در اين زمان با دعوت از روساي امنيتي و اطلاع‌رساني از شرايط اجتماعي و امنيتي تلاش مي‌كنيم مردم از آرامش‌ خوبي در اين زمينه برخوردار شوند. 

www.ksabz.net


+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 0:5  توسط یوسف  | 
گروه ناجـــــــا: دكتر کيومرث فرح بخش،عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان در همايش بررسي نقش روان شناسي، مشاوره و مددکاري در تامين و توسعه امنيت رواني-اجتماعي با ارايه مقاله اي به بررسى و مقايسه عوامل خانوادگى و وضع خلقى والدين نوجوان بزهكار در مقايسه با نوجوانان عادى شهر اصفهان پرداخت.

دكتر کيومرث فرح بخش، در مقاله خود که ساعت 14 تا 20/14 دقيقه امروز در همايش بررسي نقش روان شناسي، مشاوره و مددکاري در تامين و توسعه امنيت رواني-اجتماعي قرائت شد اظهار داشت: پژوهش‏هاى زيادى حاكى از آن است كه نحوه عملكرد خانواده با مشكلات رفتارى فرزندان مرتبط است .

 

فرح بخش،عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان ادامه داد: سيكفوس داتر و همكاران (2004) در يك پژوهش نشان دادند آشفتگى و تعارض خانوادگى و رفتار خصمانه والدين با نوجوانان موجب رشد خشم و رشد خشم موجب رفتار بزهكارانه نوجوانان مى‏گردد.

 

 

دكتراى مشاوره و عضو هيأت علمى دانشگاه اصفهان در ادامه به نظرات "لاويز" و همكارانش استناد کرد و گفت: آنها اظهار مى‏دارند خانواده عامل اصلى اجتماعى شدن و منبع رشد اخلاقى نوجوانان مى‏باشد. كلارك و شيلدز (1997) مى‏گويند آشفتگى خانوادگى، ميزان همبستگى در خانواده، نگرش والدين و نحوه اعمال نظارت والدين بر نوجوانان با بزهكارى آنان مرتبط است.

وي سپس به نظرات جامعه شناسان ايراني اشاره کرد و اظهار داشت: "احدى" (1369) عقيده دارد نظارت توأم با تبيين و توضيح موجب كاهش رفتار بزهكارانه مى‏گردد. شفيع‏آبادى (1360) اظهار مى‏دارد سخت‏گيرى بيش از اندازه همراه با رفتار خصمانه موجب رفتارهاى بزهكارانه مى‏گردد.

فرح بخش، گفت: در اين پژوهش فرض شده است والدين نوجوانان بزهكار در مقايسه با والدين نوجوانان عادى از نظر كنترل عواطف خشم و افسردگى در خود ناتوان بوده از خود كارآمدى پايينى در تربيت و كنترل فرزند برخورد دارند. پژوهش حاضر درصدد است تا تفاوت عملكرد خانواده، نوع خلق و خوى والدين، ميزان احساس كارآمدى والدين نوجوانان بزهكار و عادى را مورد مقايسه قرار دهد.

عضو هيأت علمى دانشگاه اصفهان در پايان افزود: در اين پژوهش نمونه‏اى شامل 200 نوجوان بزهكار در زندان انتخاب شدند، آزمون عملكرد خانواده، پرسشنامه رفتارهاى پرخاشگرانه توسط والدين در اختيار آنان قرار گرفت. همچنين آزمون افسردگى بك و آزمون خودكار آمدى در زمينه تربيت فرزند به والدين آنان داده شد. همين آزمون‏ها به 200 نفر از دانش‏آموزان سالم و والدين آنان داده شد

برگرفته از سایت پایگاه اطلاع رسانی پلیس


+ نوشته شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 11:57  توسط یوسف  |