نام و نام خانوادگي : معصومه صدیقی
دانشگاه : پیام نور واحد ورامین
استاد راهنما : دکتر ابوالفضل شعبانپور
تاريخ دفاع : 86-1385
رشته و گرايش : روانشناسي عمومی-کارشناسی
پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین رضایت زناشویی مادر بر میزان سازگاری اجتماعی فرزندان (18 ـ 13) سال شهرستان ورامین پرداخته شده است.
فرضیه پژوهش به این صورت است که آیا رابطه معناداری بین رضایت زناشویی مادر با میزان سازگاری اجتماعی فرزندان وجود دارد.
محقق بدنبال این مسئله است که روشن کند آیا بین رضایت زناشویی مادر با میزان سازگاری اجتماعی فرزندان همبستگی معناداری وجود دارد یا خیر؟
در پژوهش حاضر متغیر مستقل رضایت زناشویی مادر و متغیر وابسته سازگاری اجتماعی فرزندان است.
جامعه آماری شامل کلیه مادران شهرستان ورامین که تعداد 30 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند.
ابزار سنجش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی Enrich و سازگاری اجتماعی WINELEND بوده است.
نتایج حاصله نشان داد که بین رضایت زناشویی مادر با سازگاری اجتماعی فرزندان همبستگی معناداری وجود ندارد.

نام و نام خانوادگي : شهربانو کامرانی فکور
دانشكده : علوم انسانی - تربیت مدرس
استاد راهنما : كاظم رسول زاده طباطبايي
تاريخ دفاع : فروردین ۱۳۸۱
رشته و گرايش : روانشناسي-کارشناسی ارشد
چكيده: پژوهش حاضر به بررسي ويژگي هاي روانشناختي (هيجان طلبي ،هوش ،عزت نفس و هويت)زنان ويژه و مقايسه آنها با زنان عادي پرداخته است.براي بررسي فرضيه هاي تحقيق،از ميان زنان ويژه 35-15 ساله،60 نفر انتخاب شدند از اين تعداد ،30 نفر از مراكز بازپروري زنان آسيب ديده اجتماعي سازمان بهزيستي و 30 نفر ديگر از ميان زناني انتخاب شدند كه به دليل ازتكاب جرايم منكراتي و روسپيگري در بازداشتگاه اوين زنداني شده بودند.علاوه بر آن،60 نفر از زنان ساكن در 4 منطقه شمال،جنوب،شرق و تهران به عنوان گروه كنترل ،به روش تصادفي،انتخاب شدند.همچنين آزمودنيهاي گروه كنترل از لحاظ متغيرهاي سن،تحصيلات و تا حدودي شرايط اقتصادي - اجتماعي با گروه آزمايش همتا شدند.سپس هر دو گروه به سوالات آزمون هيجان طلبي زاكرمن،آزمون هوش ريون بزرگسالان،پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت ،و پرسشنامه عيني منزلت هويت من آدامز پاسخ دادند. به منظور آزمون فرضيه هاي پژوهش،از آزمونهاي آماري T براي مقايسه ميانگين دو گروه مستقل و آزمون همگوني X2 استفاده شد.نتايج آزمون فرضيه هاي نشان داد كه ميزان هيجان طلبي زنان ويژه به صورت معني دار بالاتر از زنان عادي است.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون t،در حوزه عمل مقياس هيجان خواهي نشان دادند كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي در عوامل ملال پذيري ،بازداري زدايي و تجربه طلبي به صورت معني دار نمرات بالاتر دارند.اما تفاوت دو عامل هيجان طلبي و ماجراجويي بين زنان ويژه و عادي معني دار نبود.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون هوش در دو گروه نشان داد كه از حيث بهره هوشي،زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،نمرات پايين تري به دست مي آورند.(ميانگين هوش بهره زنان عادي109 و زنان ويژه 95) مي باشد.علاوه بر اين،يافته هاي پژوهش حاكي از آن است كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،از عزت نفس پايين تري برخوردارند.اما نتايج حاصل از اجراي پرسشنامه هويت و ازمون X2 روي داده ها نشان مي دهد كه نه در بعد هويت عقيدتي ونه در بعد هويت بين شخصي .بين دو گروه .تفاوت معني داري وجود ندارد و از لحاظ قرار گرفتن در 4 منزلت هويتي سردرگم،دنباله رو،بحران زده،و هويت يافته توزيع فراواني دو گروه زنان ويژه عادي يكسان است.

نام ونام خانوادگی:سمانه خليلي ميبدي
دانشگاه:پیام نور کرج
استاد راهنما:نسرين حاجي زاده
تاریخ ارائه:1386
رشته:روانشناسی عمومی-کارشناسی
هدف تحقيق حاضر مقایسه نگرش فرزند نسبت به پدر در بين فرزنداني كه پدرانشان در شيفت روز وشيفت شب كار مي كنند.
اين تحقيق از نوع پس رويدادي مي باشد .براي اجراي اين پژوهش از جامعه آماري پژوهش كه شهر تهران بود به شيوه در دسترس 100 نفر (50 نفر از پدران شاغل در شيفت روز و 50 نفر از پدران شاغل در شيفت شب ) براي نمونه گيري انتخاب شدند. پس از مشخص شدن نمونه آماري از اين دو گروه پرسشنامه 25 سوالي نگرش فرزند نسبت به پدر ( CAF ) که برای اندازه گیری دامنه،میزان یا شدت مشکلات فرزند با پدر ومادرش ساخته شده گرفته شد و نتايج حاصله با استفاده از آمار توصيفي ( میانگین ،انحراف معیار و ... ) و آمار استنباطی ( آزمون t جهت مقایسه میانگین گروهها و تحلیل واریانس یک طرفه) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتيجه حاصله نشان دادكه :
- بين ميانگين نگرش فرزندان نسبت به پدر در پدران شيفت روز و شيفت شب تفاوت معنا داري وجود دارد( p<0/01).به طوري كه ميانگين نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت روز مثبت تر از نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت شب است.
در ادامه مطلب چکیده به صورت لاتین موجود می باشد.
ادامه مطلب...

دانشگاه: تهران
دانشکده: علوم اجتماعي - تهران
گروه: نام دانشجويان: فرهاد هژير
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي باليني
کليد واژه: چكيده: تلخيص از انجمن جامعه شناسي ايران.
هدف تحقيق يعني اثبات رابطه فوق-و دلايل انتخاب موضوع -كه شيوه گسترده اعتياد و اثرات نامطلوب آن است-پرداخته و اهميت عملي و نظري موضوع را بيان داشته است.سپس به تاريخچه اختلال شخصيت ضد اجتماعي و ملاكهاي عيني ابتلا به اين شخصيت پرداخته و در اراه تاريخچه مفهوم اختلال شخصيت مرزي و تعريف عيني ان را ارائه كرده است مفاهيم مرتبط با داروها و مواد موثر بر روان و تاريخچه تحول در آن بحث بعدي است كه با توضيح وابستگي به مواد،وابستگي حسابي،مورد مصرف مواد،وابستگي فيزيولوژيك آن را تكميل كرده است. فصل دوم را با معرفي انواع مواد مخدر و انواع مواد افيوني (ترياك و هروئين)آغاز كرده و سپس منظور از اعتياد را توضيح داده و اپيدميولوژي را تشريح كرده است.امراض همراه با وابستگي به مواد افيوني (اعم از امراض جسمي و رواني )را شرح داده و تئوريهايي در اين زمينه معرفي كرده است (تئوريهاي رواني-تئوريهاي رواني-اجتماعي ،تئوريهاي رفتاري،تئوريهاي ژنتيك،تئوريهاي نوروشيميايي).رابطه شخصيت و اعتياد را بحث كرده و بالاخره به سراغ شخصيت رفته است و بحث مفصلي راجع به شخصيت،اختلالات شخصيت،طبقه بندي اختلالات شخصيت ،مكانيزمهاي دفاعي در بيماران دچار اختلال شخصيت،سبب شناسي اختلالات شخصيت ،نشانه هاي كلينيكي،انواع تشخيص در مورد بيمار مرزي،استفاده از توانمندي هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،استفاده از ضعف هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،دفاعهاي اختصاصي بيماران مرزي،سبب شناسي اختلال شخصيت مرزي،نظريات روان شناسي در سبب شناسي اختلال مرزي،حوزه اختلال مرزي نظريات صاحبنظران در مورد اختلال مرزي ارائه كرده است و سپس به بحث اختلال شخصيت ضد اجتماعي پرداخته است تحت عناوين شيوع اختلال شخصيت ضد اجتماعي،تشخيص،عوامل رشد،نظريات روان كاوي،مكانيسمهاي دفاعي بيماران ضد اجتماعي ،تحقيقات خارجي. در فصل سوم:روش شناسي تحقيق را آورده است يعني جامعه(جمعيت)آمار مورد بررسي ،طريقه انتخاب گروه گواه،شكل انجام تحقيق،دلايل انتخاب جامعه آماري و ويژگيهاي آن ،ابزارهاي مورد استفاده،معرفي پرسشنامه و تست ميلون،اطلاعاتي درباره گروه آزمايشي (اعتياد-سابقه اعتياد-نحوه رجوع به مركز بازپروري-علت ترك اعتياد در معتادان ترك كرده)جداول آماري متعددي درباره مقايسه گروه گواه و آزمايش با توجه به متغيرهاي متفاوت (اعتياد والدين -درگيري والدين-طلاق-سواد دوري از والدين-شيوه هاي تربيتي والدين-سابقه اعمال ضد اجتماعي-تعداد فرزندان خانواده -سابقه دستگيري و.....) در فصل چهارم: فرضيه هاي تحقيق را به كمك آزمون كشيده و با ارائه جداول و آمار،نتايج آن را شرح داده است . در فصل پنجم: به تجزيه و تحليل نتايج پرداخته است و نتايج پژوهش حاضر را با ساير نتايج بدست آمده از نتايج تحقيقات عمدتاً خارجي مقايسه كرده است و در انتهاي فصل كاربردي علمي و عملي پژوهش را توضيح داده است. در نهايت منابع استفاده شده را به ضميمه پرسشنامه تخصصي(تست ميليون)و پرسنشامه طرح شده توسط پژوهشگر ارائه كرده است. تلخيص از : انجمن جامعه شناسي ايران

چكيده
سابقه و هدف :مقابله روشي است كه فكر كردن و رفتار كردن با آن شيوه به مردم كمك ميكند تا اثرات استرس را كاهش داده و نيز از هيجانات ناشي از آن بكاهند. مقابله مذهبي روشي است كه انسانها از شعائر و عقايد مذهبي جهت مقابله با مشكلات و فشارهاي زندگي بهره ميگيرند. پيچيدگي زندگي در قرن اخير باعث شده است كه انسان به طور مداوم در مقابل ناملايمات از خود سازگاري نشان دهد و اضطراب شايعترين اختلالي است كه در مقابل ناسازگاريها بروز ميكند.
مواد و روش ها : پژوهش حاضر به روش توصيفي باهدف تعيين مقابله مذهبي و ميزان اضطراب در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران در سال تحصيلي 78-79 انجام شده است. نمونههاي پژوهش 316 دانشجو بودند كه به روش نمونهگيري تصادفي طبقهبندي شده، انتخاب گرديدند. ابزار پژوهش در اين بررسي پرسشنامه مشخصات (15 سؤال)، پرسشنامه اضطراب (آشكار و پنهان) اسپيل برگر (40 ماده)، و پرسشنامه مقابله مذهبي (31 ماده) بوده است. تجزيه و تحليل دادهها به كمك روشهاي آمار توصيفي و آزمونهاي t ، تحليل واريانس، شفه و كاي دو انجام شده است.
يافتهها : 4/10، 8/85 و 8/3 درصد واحدهاي پژوهش به ترتيب از مقابله مذهبي قوي، متوسط و ضعيف برخوردار بودند. يافتهها آشكار نمود كه 1/10 و 9/7 درصد از آزمودنيها به ترتيب از اضطرب آشكار و پنهان در حد شديد وبسيار شديد رنج ميبردند. آزمون آماري ارتباط معنيداري را بين اضطراب آشكار و پنهان نمونهها با مقابله مذهبي آنها نشان داد (001/0P<) و (001/0P<). نتايج اين بررسي نشان داد كه تفاوت معني داري بين مقابله مذهبي واحدهاي مورد پژوهش بر حسب جنسيت(000/0P<) ، رشته تحصيلي (000/0P<) و مقاطع تحصيلي (000/0P=) وجود دارد. نتايج تفاوت معني داري را بين ميانگين نمرات اضطراب آشكار و پنهان واحدهاي پژوهش بر حسب علاقهمندي به رشته تحصيلي (000/0P=)و سابقه مشكلات رواني(000/0P=)نشان داد، اما بين ميانگين نمرات اضطراب آشكار و پنهان دانشجويان دختر و پسر تفاوت معنيداري وجود نداشت.
استنتاج :اگرچه رابطه بين مقابله مذهبي و سلامت و بيماري رواني پيچيده است، اما آشكار است كه عقايد و شعائر مذهبي نقش مهمي را در پيشگيري و كاهش مشكلات هيجاني و رواني بازي ميكنند. بر اساس يافتههاي پژوهش پيشنهاد ميشود كه مداخلات واقدامات لازم باتكيه بر روشهاي مذهبي براي تأمينبهداشت وسلامترواني دانشجويان انجام گيرد.
واژه هاي كليدي : اضطراب، اختلالات اضطرابي، بهداشت رواني، مقابله مذهبي
ترجمه لاتین در ادامه مطلب موجود می باشد
ادامه مطلب...

جلال شاكري (M.D.)1، منير حسيني (M.Sc.)2، صنوبر گلشني (M.D.)2، خيراله صادقي (M.Sc.)3،4، وحيد فيضالهي (M.D.)2
1- گروه روانپزشكي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علـوم پـزشكي و خدمات بهداشتيـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.
2- بخش روانپزشكي، بيمارستان فارابي، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتيـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.
3- گروه روانشناسي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتيـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.
4ـ دانشجوي دكتراي روانشناسي، گروه روانشناسي، انستيتو روانپزشكي تهران، تهران، ايران.
چكيده :
زمينه و هدف: مشكل ناباروري در دنياي امروز به صورت يك نگراني اجتماعي درآمده و با معضلات روانشناختي و اجتماعي متعددي همراه است. ايـن پديده به عنـوان حادثـهاي استرسزا، هيجانآور و ناكام كننده بـراي زوجيـن به خصوص زنـان مطرح ميباشد. ناباروري بر روابط بين فردي، اجتماعي و زناشويي تأثير گذاشته و ميتواند منجر به عدم تعادل روانـي و طلاق بين زوجين گـردد. عـلاوه بر ايـن، مطالعات متعدد نشـان داده است انجـام لقاح خارج رحمي خود نيز ميتواند با اختلالات روانشناختي متعدد و شديدي همراه باشد. از سوي ديگر با توجه به ميزان بالاي باروري در ايران به لحاظ جنبههاي اجتماعيـ فرهنگي آن به خصوص نزد زنان، اهميت ويژهاي را جهت مطالعه اين پديده با تكيه بر جنبههاي روانـيـ اجتماعي مطرح مينمايد. بدين منظور اين پژوهش كه مطالعهاي توصيفي است با هدف تعيين ميزان سلامترواني، رضايت از زناشويي و نوع راهبردهاي مقابلهاي زنان نابارور انجام شده است.
روش بررسي: در اين پژوهش تعداد 150 زن نابارور مراجعهكننده به مركـز ناباروري چهارمين شهيد محراب كرمانشاه در سال 1382 با روش نمونهگيري آسان انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند. اطلاعات به وسيله پـرسشنامههاي سلامت عمـومي GHQ-28، پـاسخهاي مقـابلهاي CRI و شاخص رضايـت زناشويـي IMS جمعآوري و براي ارزيابي يافتههاي تحقيق از روشهاي آماري t و c2 در سطح معنيداري 05/0 درصد و نرم افزار SPSS استفاده شد.
نتايج: اين مطالعه نشان داد 44% زنان نابارور براساس پرسشنامه سلامت عمومي بيمار بودند. براساس نتايج اين پرسشنامه افراد مورد بررسي به دو گروه زنان سالم و بيمار تقسيم شدند. ميزان اضطراب در افـراد بيمار و اختلال در عملكرد در افـراد سالم به طور معنيداري بالا بود (01/0=p). 34% زنان نابارور، كه اغلب آنان براساس پرسشنامه سلامت عمومي بيمار تشخيص داده شده بودند، پاسخهاي مقابلهاي متمركز بر هيجان داشتند و 93% افراد سالم، شيوه مقابلهاي مسئله مدار داشتند. همچنين يافتهها، حاكي از آن است كه مسئله ناباروري تأثير نامطلوب چنداني در رضايت زناشويي افراد سالم نداشته است. در حالي كه 35% افراد بيمار، عدم رضايت زناشويي را عنوان كرده بودند.
نتيجهگيري: با توجه به نتايج اين بررسي ناباروري ميتواند در فرد نابارور تأثيرات روانشناختي فراواني به همراه داشته باشد و زمينهساز بروز اختلالات رواني و مشكلات زناشويي شود. لذا همراهي تيم روانپزشكي با متخصصين درمان ناباروري در بهبود روند درماني و ممانعت از بروز مشكلات روانپزشكي در آنان مؤثر ميباشد.
كليد واژگان: سلامت عمومي، رضايت زناشويي، شيوههاي مقابلهاي، ناباروري، لقاح داخل آزمايشگاهي.

دکتر عباس بخشی پور - دانشگاه تبریز
صنم باقریان خسرو شاهی / دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
چکیده :
مطالعه حاضر به منظور بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه تجدیدنظرشده شخصیت آیزنک- فرم کوتاه (EPQ-RS) انجام گرفت. EPQ-RS یک پرسشنامه خودسنجی 48 سوالي است که برای سنجش ابعاد نوروزگرايي (N)، برونگرایی (E)، و پسيكوزگرايي (P) به کار می رود. پرسشنامه، علاوه بر این، یک مقیاس دروغ سنج (L) را شامل میشود. EPQ-RS به همراه پرسشنامه تجدید نظرشده شخصیتی نوروزگرايي- برونگرایی- انعطافپذیری- فرم کوتاه (NEO-FFI-R) از سوی343 دانشجوی دانشگاه تبریز (175 زن، 168 مرد) که در دامنه سنی 18 تا 35 سال با میانگین سنی 23 سال قرار میگرفتند، تکمیل شدند. پایایی از طریق روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی (با فاصله یک هفته) و همچنین میانگین همبستگی بین سوالي برای مقیاسهای N، E، P، و L برآورد شد؛ ضرایب پایایی برای مقیاسهای N، E، و L رضایت بخش و برای مقیاس P پایین بود. روایی آزمون از طریق همبستگی مقیاسهای EPQ-RS با NEO-FFI--R و نیز تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و تحلیل عاملی تاییدی (CFA) برآورد شد. ابعاد E و N همبستگیهای بالایی داشتند و این میزان برای مقیاس P چندان رضایتبخش نبود. تحلیل عاملی اکتشافی صحت ساختار چهار عاملی آیزنک را تایید کرد اما در تحلیل عاملی تاییدی شاخصهای برازش چندان رضایت بخش نبود.
واژههاي کلیدي: EPQ-RS ، پایایی، روایی، تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، تحلیل عاملی تاییدی (CFA)
Psychometric properties of Eysenck Personality Questionnaire-Revised (EPQ-R) Short Scale

نام و نام خانوادگي : عليرضا زارعي
دانشكده : دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي
استاد راهنما : ولی اله فرزاد
تاريخ دفاع : ۸۰
رشته و گرايش : کارشناسی ارشد
دانشگاه: تربیت معلم
اين پژوهش تحت عنوان ؛بررسي رابطه بين سبکهاي اسنادي و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان سال دوم رشته رياضي شهر اراک؛ در سال تحصيلي 80-1379 انجام شد. هدف اين پژوهش، بررسي رابطه سبکهاي اسناد با پيشرفت تحصيلي ودر نهايت بررسي رابطه بين انگيزه پيشرفت وسبکهاي اسنادي با پيشرفت تحصيلي بوده است. جامعه پژوهشي عبارت از کليه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم رشته رياضي شهر اراک بود. از جامعه فوق 380 نفر (170 نفر دختر و 210 نفر پسر)، از طريق نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. براي جمع آوري داده هاي مربوط انگيزه پيشرفت، از مقياس ؛انگيزش تحصيلي؛ رابرت ولرند و همکاران (1995) و براي جمع آوري داده هاي مربوط به سبکهاي اسنادي از ؛پرسشنامه سبکهاي اسنادي؛ پيترسون و سيلگمن (1982) استفاده شد. داده هاي مربوط به پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) نيز از کارنامه تحصيلي دانش آموزان استخراج شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS روشهاي آماري توصيفي از قبيل ميانگين،انحراف معيار و ضريب همبستگي گشتاوري پيرسون مورد استفاده قرار گرفت. تحليل آماري داده ها نشان داد: بين انگيزه پيشرفت تحصيلي و پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) در هر دو جنس رابطه اي مثبت و معني دار وجود دارد. بين سبکهاي اسناد براي حوادث خوب و حوادث بد در ابعاد دروني -بيروني، کلي -اختصاصي و پايدار -ناپايدار با پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) رابطه اي مشاهده نشد. بين انگيزه پيشرفت و سبکهاي اسناد براي حوادث خوب در ابعاد دروني، بيروني، کلي اختصاصي و پايدار-ناپايدار رابطه مثبت و معني دار و بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسنادي براي حوادث بد در بعد دروني -بيروني رابطه منفي و معني دار مشاهده شد ولي بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسناد براي حوادث بد در ابعاد پايدار-ناپايدار و کلي اختصاصي رابطه اي مشاهده نگرديد.

نام و نام خانوادگي : ناصر گودرزي
دانشكده : دانشکده علوم تربيتي
استاد راهنما : محمدتقي فراهاني
تاريخ دفاع : ۷۸
رشته و گرايش : کارشناسی ارشد علوم تربیتی
دانشگاه: دانشگاه صدرا
اين پژوهش تحت عنوان "بررسي رابطه رضايت زناشويي با منيع کنترل در کادر ذرماني بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشکي تهران در سال 77-78 انجام شد. هدف از اجراي اين پژوهش بررسي رابطه مولفههاي رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) با منبع کنترل افراد (شامل گرايشهاي سهگانه دروني (1)، اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (P)، و شانس (C) و تعيين سهم هر يک از اين متغيرها (منبع کنترل) در پيشبيني رضايت از زناشويي در هر سه مولفه بوده است . جامعه پژوهش شامل که در درمانگران دانشگاه علوم پزشکي تهران بود. حجم نمونه پژوهش 93 زن و مرد بوده است . جمعآوري دادهها از طريق پرسشنامه "آزمون سنجش منبع کنترل با گرايشهاي (IPC) لونسون و "پرسشنامه رضايت از زناشويي راف ، نسخه فارسي که توسط محقق تحليل عاملي شده است ، انجام گرفته است . اين پرسشنامه در يک مطالعه مقدماتي بر روي 318 نفر زن و مرد از جامعه تحقيق اجرا شد که با ظاهر شدن سه عامل اصلي در آن، روايي و پاياني آن بدست آمد. جهت تجزيه و تحليل يافتههاي، علاوه بر روشهاي آمار توصيفي از تحليل عوامل و تحليل رگرسيون چند متغيره به روش گام به گام استفاده شده است . تحليل آماري بر روي دادههاي پژوهش نشان داد که بين منبع کنترل دروني (1) و مولفههاي رضايت زناشويي يعني (رضايت از ديدگاه همسر، رضايت جنسي و درک و تفاهم) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. از طرف ديگر يافتهها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (ح) و رضايت زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم) رابطه منفي و معنادار وجود دارد. اما بين منبع کنترل اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران و رضايت از زناشويي (رضايت جنسي) رابطه معناداري وجود ندارد. همچنين يافتهها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش شانس (C) و ابعاد رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) رابطه منفي وجود دارد. که در مولفه اول (رضايت از ديدگاه همسر) و متغير مولفه دوم (درک و تفاهم) اين رابطه معاندار است . اما اين معناداري به حدي نيست که وارد معادله رگرسيون شود. و در مورد متغيير ملاک سوم (رضايت جنسي) با منبع کنترل با گرايش شانس (C) رابطه معناداري وجود ندارد.

چاپ شده در فصلنامه روانشناسي
سال نهم، شماره 3 (پياپي 35)، پاييز 1384
به منظور بررسي رابطه مقابله مذهبي و خوشبختي معنوي با سلامت روان نمونه اي با حجم 120 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران که به صورت تصادفي نظام دار انتخاب شدند به مقياس مقابله مذهبي (پارگامنت، 2000) مقياس خوشبختي معنوي (اليسون، 1983) و پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ، 1978) پاسخ دادند. تحليل داده ها با استفاده از روش هاي آماري ضريب همبستگي، رگرسيون و آزمون F انجام شد. متغير پيش بين سبک مقابله مذهبي با دو سطح مثبت و منفي، خوشبختي معنوي و تحصيلات و متغير ملاک، سلامت روان (کل)، شکايات جسماني، اضطراب و بي خوابي، نارسا کنش وري اجتماعي و افسردگي بود. در الگوي تحليل رگرسيون رابطه بين مقابله مذهبي مثبت و منفي، خوشبختي معنوي و تحصيلات و متغيرهاي سلامت روان (کل)، شکايات جسماني، اضطراب و بيخوابي، نارسا کنش وري اجتماعي و افسردگي بررسي شد. نتايج نشان داد که بين سبک مقابله مذهبي منفي و سلامت روان همبستگي معنادار p<0.01) و r = 0.32 ( وجود دارد. ولي بين سبک مقابله مذهبي مثبت با سلامت روان رابطه معناداري مشاهده نشد. همچنين بين خوشبختي معنوي با سلامت روان همبستگي معنادار )در سطح P<0.01 وr = 0.49 ) وجود دارد

مولف (مولفين): صديقه زمانپور كارشناسي ارشد روانشناسي تربيتي , محمدنقي فراهاني دانشيار دكترا روانشناسي , مهرناز شهرآراي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش
تاريخ انتشار: ارديبهشت 1383
محل دستيابي: دانشگاه شهيد بهشتي پژوهشكده خانواده
سمينار: كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران نخستين
چكيده: اين پژوهش به بررسي رابطه بين رضايت زناشويي مادر و سازگاري اجتماعي پيشرفت تحصيليفرزند دختر پرداخته است.اطلاعات لازم از طريق اجراي پرسشنامه ENRICH(اولسون و همكاران،1983) و پرسشنامه رفتار انطباقي(سازگارانه)كودك (ARIC) و كارنامه تحصيلي 189 نفراز دانش أموزان دختر پايه پنجم دبستان و مادر أنها جمع أوري شده است. نتايج حاصل از تحليل داده ها با استفاده از روش همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيري نشان داد:1)بين رضايت زناشويي مادر و سازگاري اجتماعي كودك رابطه مثبت معناداريوجود دارد،2)بين رضايت زناشويي و مادر و پيشرفت تحصيلي (معدل كل)و نمره ادبيات فرزند رابطه مثبت مشاهده شد،3)رابطه بين سازگاري اجتماعي كودك و پيشرفت تحصيلي (معدل كل)او وجود دارد.تحليل رگرسيون نشان داد كه رضايت زناشويي مادر نسبت به سازگاري اجتماعي كودك تاثير كمتري بر ميزان پيشرفت تحصيلي (معدل كل)كودك دارد.يافته هاي فرعي پژوهش نشان داد،در حالي كه بين سازگاري اجتماعي كودك و نمره ادبيات و رياضي كودك رابطهمثبت و معنادار است،بين رضايت زناشويي مادر و نمرات رياضي كودك رابطه معنادرا وجودندارد.تلويحات تربيتي اين پژوهش براي والدين،مربيان و مشاوران مورد بحث قرار مي گيرد.

نام و نام خانوادگي : محمد كفايت
دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي
استاد راهنما : دکتر حسين شكركن
تاريخ دفاع : ۷۳
رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي
دانشگاه: چمران اهواز
|
در اين پژوهش 225 آزمودني که به صورت تصادفي چند مرحلهاي انتخاب شده بودند از 9 دبيرستان با در نظر گرفتن سه سطح اجتماعي - اقتصادي (مرفه، نيمهمرفه و نامرفه) و 3 ناحيه آموزش و پرورش ، شرکت داشتند. براي جمعآوري دادهها از 6 پرسشنامه شامل 2 پرسشنامه شيوهها و نگرشهاي فرزندپروري که توسط والدين تکميل شد و 3 پرسشنامه خلاقيت که دوتاي آن (سنجش خلاقيت تورنس و مدادکاغذي چند جوابي) توسط دانشآموزان و سومين پرسشنامه مربوط به ارزيابي خلاقيت دانشآموزان، توسط دبيران مربوطه تکميل شدند. براي سنجش هوش دانشآموزان از آزمون هوش ريون و براي سنجش پيشرفت تحصيلي از نمرههاي تحصيلي آنها استفاده به عمل آمد. براي بررسي فرضيههاي پژوهش از روش همبستگي، رگرسيون چندمتغيري، آناليز واريانس و مقايسههاي چندگانه توکي استفاده گرديد. نتايج حاکي از تاييد فرضيهها نشان داد که ميان شيوهها و نگرشهاي فرزندپروري ششگانه با خلاقيت همبستگي منفي و معنيدار وجود دارد (24ˆ0 - تا 25ˆ0 . = . نتايج حاکي از تاييد فرضيهها نشان داد که ميان شيوههاي فرزندپروري سهگانه (استقلالآموزي، تسلطآموزي و مراقبتآموزي) با خلاقيت همبستگي منفي و معنيدار وجود دارد (26ˆ0 - تا 24ˆ0 - r=). ضمنا نتايج محاسبات رگرسيوني در اين رابطه متغير مراقبتآموزي را به عنوان بهترين مدل برازش شده براي پيشبيني خلاقيت معرفي نمود (ضرايب رگرسيوني 33ˆ2 - و 36ˆ0) . اما رابطه به دست آمده ميان نگرشهاي فرزندپروري سهگانه (سلطهگري. وابستگي شديد و سهلانگاري) و خلاقيت در سطح تعيين شده معنيدار نبود (13ˆ0 - تا 07ˆ0 - r=). نتايج بدست آمده نشان ميدهد ميان خلاقيت و هوش (33ˆ0 تا 24ˆ0 r=) و نيز بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي (27ˆ0r=) همبستگي مثبت و معنيدار وجود دارد. ضمنا نتايج محاسبات رگرسيوني در اين رابطه دروس هنر و حرفهوفن را به عنوان بهترين مدل برازش شده براي پيشبيني خلاقيت معرفي نمود. نتايج به دست آمده نشان ميدهد ميان هوش و پيشرفت تحصيلي (r=0/35) همبستگي مثبت و معنيدار وجود دارد. ضمنا نتايج محاسبات همبستگي چندمتغيري خلاقيت و هوش با پيشرفت تحصيلي (R=0/39) نشان داد که از همبستگيهاي ساده خلاقيت و هوش با پيشرفت تحصيلي 0/27`، 0/35 r=) بيشتر است . محاسبات آناليز واريانس در رابطه با بررسي تفاوت ميان سطوح اجتماعي - اقتصادي سهگانه از نظر خلاقيت نشان داد که ميان اين سطوح تفاوت وجود دارد (71ˆ18 تا 32ˆ7 F=) ضمنا نتايج حاصل از مقايسههاي چندگانه به روش توکي روشن نمود که ميانگين خلاقيت در سطح مرفه (210) با ميانگين خلاقيت در سطوح نيمه مرفه و نامرفه (به ترتيب 166 و 157) تفاوت معنيدار دارد. اما ميانگين خلاقيت در سطوح نيمهمرفه با نامرفه تفاوت معنيداري ندارد. |

مجري : دکتر رابرت فرنام همکار: محمود رضا عرب، مسعود محمدي ناظر: دکتر مکارمي کارفرما:اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي تاريخ شروع طرح: 1/12/1379 تاريخ خاتمه طرح: تيرماه 1382
آگاهي از ميزان شيوع اختلالات رواني اولين قدم در اقدام براي طراحي برنامه هاي مناسب پيشگيرانه و نيازهاي درماني در هر منطقه است. زنان به عنوان مهمترين عضو خانواده مطرح هستند. بررسي و شناسايي وضعيت بهداشت رواني در اين گروه اولين قدم در بهبود وضعيت بهداشت رواني جامعه، خانواده و افراد در طي سالهاي آينده خواهد بود. در اين مطالعه با روش نمونه گيري خوشه اي از ميان تمام مناطق شهري شيراز تعداد 854 زن مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شد که 296 نفر از اين افراد (6/34%) داراي اختلالات رواني محسوب مي شوند که اين گروه 8/64% را افراد متأهل تشکيل داده اند که اغلب آنان در رده هاي سني 30 تا 40 سال با فراواني 1/38% قرار داشته اند. شايع ترين مشاغل داراي مشکل رواني را افراد خانه دار تشکيل مي دهند. هر چند افراد با مشاغل آزاد و افراد بيکار بيشتر مشکل دارند. لازم به ذکر است که ميزان شيوع اختلالات رواني در پژوهش ما در مقايسه با ساير کشورها و ساير پژوهشها در کشور ايران بالاتر بوده است.
شايع ترين اختلالات در پژوهش ما به ترتيب افکار پارانوئيدي، افسردگي، وسواس، حساسيت در روابط متقابل، اضطراب ، شکايت جسماني، پرخاشگري، روان پريشي و فوبي بوده اند. اين يافته ها با پژوهشهاي خارجي کمي تفاوت دارند، از جمله اين که افکار پارانوئيدي تقريباً در هيچ پژوهشي شايع ترين يافته نبوده است.
ساير يافته هاي پژوهشي ما شامل نکات ذيل است:
-تفاوت در شکل علائم در سنين مختلف، از جمله اينکه روان پريشي، پرخاشگري و افکار پارانوئيدي در سنين زير 20 سال و شيوع بالاتر جسمي شدن در سنين 60 سال و بالاتر.
-اغلب اختلالات مورد بررسي در افراد باسواد متوسط (سطح ابتدايي تا دبيرستان) شيوع دارند به جز اضطراب، پرخاشگري و روان پريشي که در فوق ديپلمها نسبتاً شايعتر است، هر چند شايع ترين مشاغل داراي مشکل، مشاغل آزاد و کشاورزان بوده اند، ولي پرخاشگري در دانشجويان از تمام گروههاي ديگر شايع تر است. بررسي ديگري که در پژوهش اخير انجام شد، تعيين شايع ترين علائم و نادرترين علائم در هر مقياس بود که نکات بسيار جالبي براي کارشناسان رواني و روان پزشکان در بر دارد، از جمله اين که:
-در مقياس وسواس، رفتار تکراري نادرترين علامت است. پس عدم وجود اين علامت در زنان جامعه در طي بررسي رواني بسيار محتمل است و يکي از علائم کمک کننده مشکل در تصميم گيري است.
-تفکرات پارانوئيدي نادرترين علامت در مقياس افکار پارانوئيدي مي باشد.
-در اختلال افسردگي، احساس غمگيني و زود گريه کردن در رده 4 و 6 از نظر فراواني قرار دارند در صورتي که شايع ترين علامت احساس تنهائي و کاهش انرژي است.
در انتها بايد گفت که نتيجه تحقيق حاضر نشان داد که فقط حدود 10% از افرادي که بايد به روانپزشک و روان شناس مراجعه کنند به اين عمل مبادرت کرده اند و مسلماً نياز به آموزش هر چه بيشتر جهت حساس سازي براي جامعه حس مي شود.

نام ونام خانوادگي: فهميه اسماعيلي
رشته تحصيلي : مديريت آموزشي
استاد راهنما : دكتر محمد حسن پرداختچي
استاد مشاور : محمود حيدري
تاريخ دفاع : 1379
نتايج پژوهش نشان مي دهد كه 83/37 درصد مديران بر كاربرد سبك رقابت، 32/24 درصد مديران بر كاربرد سبك تشريك مساعي، 21/16 درصد مديران بر كاربرد سبك مصالحه و 81/10 درصد بر كاربرد سبك اجتناب و 81/10 درصد نيز بر كاربرد سبك گذشت اذعان داشته اند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در مدارس مختلف تنها يك سبك خاص براي كنترل تعارض مورد استفاده قرار نمي گيرد بلكه در شرايط و موقعيتهاي مختلف هر يك از اين سبكها ممكن است كم و بيش توسط مديران بكار روند.
نتايج نشانگر آن است كه تفاوت بين ميانگين خلاقيت در سبكهاي 5 گانه مديريت تعارض در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. و به ترتيب اين ميانگين در سبك تشريك مساعي بالاترين ميانگين يعني 58/87 در سبك مصالحه 75/82 در سبك گذشت 68/80 ، در سبك اجتناب 17/778 و در سبك رقابت 13/777 را نشان مي دهد. بنابراين دبيراني كه سبك غالب مديران آنها تشريك مساعي بوده داراي بالاترين ميانگين خلاقيت، و دبيراني كه سبك غالب مديران آنها رقابت بوده داراي پايين ترين ميانگين خلاقيت هستند. در مقايسه با ميانگين پرسشنامه (75) مي توان نتيجه گرفت كه به طور متوسط خلاقيت دبيران از حد متوسط بيشتر بوده است و ميزان خلاقيت دبيران با توجه به سبكهاي مديريت تعارض مديران تفاوت معني داري را نشان مي دهد.

به راهنمایی: زهرا درویزه
استاد مشاور: زهره خسروی
تاریخ دفاع: 04-1382
پایان نامه(کارشناسی ارشد)
دانشگاه: الزهرا
دانشکده :علوم تربیتی و روانشناسی
نتایج بدست آمده نشان داد که بین شیوه فرزند پروری توقعات وانتظارات والدین با کمرویی دختران سال دوم دبیرستان رابطه مثبت معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری استقلال در امور شخصی با کمرویی دختران رابطه منفی معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری محبت آمیز والدین با کمرویی دختران نیز رابطه منفی معنا داری مشاهده شد . بین شیوه فرزند پروری تنبیه و سرزنش والدین با کمرویی دختران رابطه معناداری مشاهده نشد . بین میزان درآمد والدین با کمرویی دختران نیر رابطه معنی داری وجود نداشت . بین ترتیب تولد فرزندان و نوع رشته تحصیلی آنها با میزان کمرویی یک رابطه مثبت معنی دار مشاهده شد . به این ترتیب که در دانش آموزان ریاضی کمرویی بیشتر از دانش آموزان علوم تجربی و انسانی است ، همچنین میزان کمرویی در فرزندان اول خانواده بیشتر از فرزندان دوم و یا بیشتر خانواده است

تاريخ دفاع : 27/6/80
رشته و گرايش : کارشناسی ارشد روانشناسي-عمومي
دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي
استاد راهنما : دکتر حسين مولوي
استاد مشاور : دکتر ابوالقاسم نوري
هدف ازانجام اين پژوهش مقايسه رشد اجتماعي و ويژگيهاي شخصيتي دانش آموزان فاقد پدر ( شاهد ، ايتام معمولي ) بادانش آموزان داراي پدر در دبيرستانهاي شهر كرد در سال تحصيلي 80 – 79 بوده است . بدين منظور تعداد60 نفر دانش آموزشاهد( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر ) از دبيرستانهاي شاهد شهركرد ، تعــــداد60 نفردانـــش آموز يتـــيم ( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر ) تحت پوشش اداره اوقاف ، كميته امداد امام خميني و سازمان بهزيستي بصورت تصادفي ساده انتخاب گرديدند . همچنين تعداد 60 نفر دانش آموز داراي پدر ( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر)از دبيرستانهاي عادي شهركرد به شيوه خوشه اي تصادفي و تصادفي ساده انتخاب گرديدند. براي بررسي و مقايسه رشد اجتماعي و ويژگيهاي شخصيتي آزمودني ها از پرسشنامه هاي رشد اجتماعي وايزمن - اليس ، SCL-90- R استفاده شد ، نتايج تحليل مانوا نشان داد:
1- ميانگين نمرات دانش آموزان يتيم با توجه به ويژگيهاي زير بطور معني داري بيشتر از دانش آموزان شاهد و يا داراي پدر بود(01/0>p) ولي گروههاي شاهد و داراي پدر تفاوت نداشتند: جسمي سازي (02/0>p) ، افكار پارانويا (0=p) ، خصومت (0=p) ، روانپريشي (0=p) ، احساس گناه (0=p) ، اختلالات خواب (0=p) و اختلالات تغذيه (0=p) . رشد اجتماعي گروه يتيم پائين تر از گروههاي شاهد و داراي پدر بود (0=p) .
2- از نظر افسردگي ، اضطراب و حساسيت بين فردي هر سه گروه با يكديگر تفاوت داشتند و ميانگينهاي گروههاي داراي پدر ، شاهد و يتيم به ترتيب افزايش مي يافت (03/0>p).
3- ميانگين نمرات دختران دانش آمــوزان با توجــه به ويژگيـــهاي زير به نحو معنــي داري بــيشــتر از پـــسران بود(03/0>p) : جسمي سازي ، افكار پارانويا ، اضطراب فوبيك ، افسردگي ، اضطراب ، حساسيت بين فردي، وسواس ، افكار مرگ و احساس گناه ولي بر عكس رشد اجتماعي پسران بالاتر از دختران بود.
4- در احساس خصومت ، روانپريشي ، اختلالات خواب و تغذيه تفاوتي بين دانش آموزان پسر و دختر وجود نداشت.

نام و نام خانوادگي : اقدس رهگذر
دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي
استاد راهنما : دکتر مختار ملک پور
تاريخ دفاع : 27/9/80
رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي
استاد مشاور : کورش نامداري
دانشگاه : اصفهان
هدف از اين پژوهش بررسي تاثير روش آرامسازي در كاهش اضطراب مادران مبتلا به اختلال اضطراب، و به نوبه خود تاثير آن بر بهبود عملكرد تحصيلي فرزندان آنها بود . چنين فرض گرديد كه ميزان اضطراب گروه آرامسازي به طور معني داري كمتر از گروه كنترل ، و نيز عملكرد تحصيلي فرزندان آنها بالاتر از فرزندان گروه كنترل خواهد بود. به اين منظور دو ناحيه از نواحي پنجگانه آموزش و پرورش شهر اصفهان به طور تصادفي انتخاب شد و از هر ناحيه به يك مدرسه ابتدائي دخترانه و يك مدرسه ابتدائي پسرانه مراجعه شد . براي اجراي پيش آزمون اضطراب ، از آزمون اضطراب كتل (1957) استفاده شد.
40 نفر از مادران مبتلا به اضطراب كه دارو مصرف نكرده و تمايل به شركت در پژوهش داشتند به طور تصادفي انتخاب و به دو گروه درماني و كنترل تقسيم شدند. پس از 5 جلسه آموزش آرامسازي عضلاني تدريجي به روش برنشتين و بور كووك (1973) و رفع اشكال و اصلاح روشها، از آزمودنيها خواسته شد روزي دو مرتبه هر بار به مدت 20 دقيقه به مدت يكماه در منزل تمرين خانگي داشته باشند.
بر افراد گروه كنترل هيچ روشي اعمال نشد. پس از طي يك ماه تمرين خانگي از مادران هر دو گروه پس آزمون اضطراب به عمل آمد. همچنين جمع نمرات نيمسال اول و دوم سال تحصيلي فرزندان آنها به تفكيك دختر و پسر به عنوان نمرات پيش آزمون و پس آزمون عملكرد تحصيلي در نظر گرفته شد.
نتايج نشان داد كه ميزان اضطراب مادران گروه آرامسازي پس از طي دوره درمان به طور معني داري كمتر از گروه كنترل است (002/0 =P).
همچنين نتايج نشان داد كه ميزان عملكرد تحصيلي فرزندان مادران گروه آرامسازي پس از طي دوره درمان مادران ،تفاوت معني داري با گروه كنترل ندارد. و نيز ميزان اضطراب مادران دختران با مادران پسران ، همچنين ميزان عملكرد تحصيلي فرزندان دختر گروه آرامسازي با فرزندان پسر آنها تفاوت معني داري ندارد.

نام و نام خانوادگي : سيد محسن عامري زاده
دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي
استاد راهنما : دکتر ابوالقاسم نوري
تاريخ دفاع : 17/7/81
رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي
استاد مشاور : دکتر حسين مولوي
دانشگاه: اصفهان
مسائلي كه امروزه توجه بسياري از پژوهشگران را به خود اختصاص داده طرق افزايش انگيزشپيشرفت است. تحقيق حاضر نيز با توجه به نوع روابط درون خانواده، به بررسي برخي از متغيرهاي مرتبط با عملكرد تحصيلي پرداخته است.
جامعة آماري اين پژوهش، دانشآموزان دختر و پسر شاغل به تحصيل در دورة راهنمايي شهرستان اصفهان در سال تحصيلي 81-1380 بودهاند. از اين جامعه با استفاده از روش نمونهگيري چند مرحلهاي و خوشهاي تصادفي، نمونهاي به حجم 160 نفر شامل 80 نفر پسر و 80 نفر دختر انتخاب شد.
ابزار تحقيق شامل پرسشنامة ويژگيهاي شخصيتي SCL-90-R براي مادر دانشآموزان، پرسشنامة انگيزش پيشرفت هرمنس جهت سنجش ميزان انگيزش پيشرفت دانشآموزان و پرسشنامة دموگرافيك (محققساخته) بود. همچنين از پروندة تحصيلي دانشآموزان جهت ثبت معدل تحصيلي به عنوان مقياس عملكرد تحصيلي استفاده شد. پس از جمعآوري اطلاعات موردنياز، دادهها توسط روش آماري تحليل واريانس چند متغيري و ضريب همبستگي پيرسون بررسي شد.
نتايج نشان داد بين برخي مقولههاي شخصيتي مادر در پرسشنامة SCL-90-R، شامل وسواس، اضطراب و افسردگي با عملكرد تحصيلي دانشآموز رابطة منفي معنيداري وجود داشت )05/0(P<. ميزان ارتباط وسواس مادر و معدل ترم اول سالقبل، معدل ترم دوم سالقبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 03/0، 12/0 و 06/0 محاسبهگرديد. ميزان ارتباط افسردگي مادر و معدل ترم اول سالقبل، معدل ترم دوم سالقبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 06/0،09/0 و 07/0 محاسبهگرديد. ميزان ارتباط اضطراب مادر و معدل ترم اول سالقبل، معدل ترم دوم سالقبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 04/0، 03/0 و 03/0 محاسبهگرديد. اما بين ساير مقولههاي شخصيتي مادر در پرسشنامة SCL-90-R و عملكرد تحصيلي دانشآموز رابطهاي وجود نداشت. همچنين بين انگيزش پيشرفت دانشآموزان و عملكرد تحصيلي رابطة مثبت و معنيداري وجود داشت. ميزان اين رابطه براي معدل ترم اول سالقبل، معدل ترم دوم سالقبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب34/0، 41/0 و 40/0 محاسبه گرديد .

نام و نام خانوادگي : مرضيه شرکت
دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي
استاد راهنما : دکتر حسين نائلي
تاريخ دفاع : 28/6/79
رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي
استاد مشاور : دکتر حميد طاهرنشاط دوست
دانشگاه: اصفهان
هدف از اين تحقيق بررسي رابطه بين منبع كنترل وخلاقيت در ميان دانشجويان سال اول دانشگاه اصفهان بود . در تحقيق حاضر تحقيق حاضر چنين فرض گرديد كه همبستگي معني داري بين نمرات منبع كنترل ( دروني – بيروني ) وميزان خلاقيت وجود دارد . 160 دانشجو ( 99 دختر و66 پسر ) با دامنه سني 22- 18 سال در مقطع كارشناسي به طور تصادفي به شيوه نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند . پرسشنامه منبع كنترل راتر ( 1966) وآزمون خلاقيت تصويري تورنس (1974) وپرسشنامه خود ساخته ( دموگرافيك ) درمورد آنها اجراء گرديد.
نتايج نشان داد كه بين نمرات منبع كنترل دانشجويان وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود ندارد (P=%8) بين نمرات منبع كنترل پسران وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود داشت (P=%5) بين نمرات منبع كنترل دختران وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود نداشت (P=0/53) در عملكرد دانشجويان دختر داري منبع كنترل بيروني ودانشجويان پسر داراي منبع كنترل دروني در رابطه با عنصر ابتكار آزمون خلاقيت تفاوت معني داري وجود داشت (P=%1) بين نمرات دختران وپسران دانشجو در عناصر آزمون خلاقيت تفاوت معني داري وجود نداشت.

سيد كمال صولتي دهكردي*، دكتر آذر دانش**، دكتر فروزان گنجي***، احمد عابدی
* مربی گروه روانپزشکی و دانشجوي دوره دكتري رشته روانشناسي - دانشگاه علوم پزشكي شهركرد (مؤلف مسئول)، **استاديار گروه زنان دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، *** متخصص پزشكي اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، † دانشجوی دوره دکتری روانشناسی – دانشگاه اصفهان.تاریخ دریافت: 23/3/84 - تاریخ تأییدیه: 17/10/84
چکیده:
زمينه و هدف: ناباروري يك بيماري است كه در آن، زنان در خلال يك سال فعاليت جنسي، بدون استفاده از روشهای پيشگيری، قادر به بارداری نباشند. عزت نفس، يک روش روانشناختی است که به وسيله آن يک شخص خودش را ارزيابی می نمايد. پاسخ های مقابله ای، روشهای ادراکی هستند که برای برخورد و مقابله با نگرانی های زندگی به کار می روند. مطالعات روانشناختی در زوجين نابارور نشان داده که ناباروری، يک بحران بيولوژيکی - روانشناختی است که می تواند مشکلات روانشناختی در اين افراد ايجاد کند. به همين دليل، هدف از اين بررسی، مقايسه عزت نفس و پاسخ های مقابله ای در زوجين نابارور در شهرکرد در سالهای 82 تا 83 بوده است.
روش بررسي: در يک مطالعه توصيفي - تحليلي 50 زوج نابارور كه به كلينيك زنان بيمارستان هاجر يا مطب پزشك متخصص زنان به دليل مشكلات ناباروري مراجعه كرده بودند و 50 زوج بارور که به طور تصادفي از بين زوجين بارور مراجعه كننده به كلينك زنان و متخصص زنان انتخاب شدند. افراد مورد پژوهش با استفاده از
آزمون های عزت نفس کوپر اسميت، آزمون مقابله ای بيلينگز و موس و همچنين چک ليست ويژگی هاي دموگرافيك و ساير اطلاعات مربوط به زوجين مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون t مستقل و ضريب همبستگی اسپيرمن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: نتايج نشان داد كه ميانگين نمرات عزت نفس در زوج هاي نابارور 9/8±3/27 و در زوج هاي بارور 8±7/32 بود (05/0p<). ميانگين نمرات پاسخ هاي مقابله اي مسئله مدارانه و هيجان مدارانه در زوجين بارور و نابارور اختلاف چنداني با يكديگر نداشتند (05/0p>). علاوه بر اين بين سن و عزت نفس در زنان نابارور همبستگي منفي بدست آمد (05/0p<). اما بين عزت نفس با متغيرهاي مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان همبستگي وجود نداشت. همچنين بين مهارت هاي مقابله با متغيرهاي سن، مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان نازايی هيچگونه همبستگي بدست نيامد.
نتيجه گيري: پيامدهای ناشی از ناباروری در زمينه مسائل روانشناختی يکی از مسائل مهمی است که زوجين نابارور با آن روبرو هستند و بی توجهی به اين مسئله آثار زيانباری را به دنبال خواهد داشت.
واژه هاي كليدي: پاسخ هاي مقابله اي، زوجين، عزت نفس، ناباروري.
منبع: www.skums.ac.ir/moavenat/

چكيده
مقدمه: زندهبودن شماري از اعضاي بدن فرد فوتشده بهدليل مرگ مغزي، شايد خانواده وي را در پذيرش فوت و گذار از مرحله انكار سوگ دچار مشكل نمايد. از اين رو پژوهش حاضر با هدف مقايسه افسردگي در دو گروه بستگان افراد دچار مرگ مغزي (اهداكننده و غيراهداكننده اعضا) و شاخصهاي رضايتمندي آنها از نظام درماني انجام شد.
مواد و روشكار: اين پژوهش از نوع توصيفي– مقطعي است، آزمودنيها، بستگان درجه اول افراد فوت شده مرگ مغزي بودند. 54 نفر از 27 خانواده اهداكننده و 104 نفر از 58 خانواده غير اهداكننده به روش نمونهگيري در دسترس در پژوهش شركت كردند. اين افراد يكي از بستگان درجه اول خود را طي سالهاي 1380 و 1381 در استان تهران، به دنبال مرگ مغزي از دست داده بودند. براي گردآوري دادهها پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي و پرسشنامه افسردگي بك بهكار برده شد. دادهها بهكمك روش هاي آمار توصيفي تحليل گرديدند.
يافتهها: در 4/20% افراد خانوادههاي اهداكننده و 3/17% افراد خانوادههاي غير اهداكننده افسردگي ديده شد اما تفاوت اين دو از نظر آماري معنيدار نبود. مقايسه ميزان افسردگي والدين اهداكننده و والدين غيراهداكننده همچنين همسران و فرزندان دو گروه تفاوت معنيدار نشان نداد، ليكن بستگان اهداكننده، پديده اهداي اعضا را در كاهش غم از دست دادن متوفي در 66% موارد كاملاً و در 32% موارد تا اندازهاي مؤثر ميدانند.
نتيجهگيري: اهداكنندگي بر ميزان افسردگي بعدي و سير سوگواري بستگان فوتشدگان مرگ مغزي تأثيري ندارد.
كليدواژه: اهداي عضو، مرگ مغزي، افسردگي، سوگواري، خانواده
انيستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت و روان(www.tehranpi.org)

تاريخ ارائه: 1377
دانشگاه: علامه طباطبائي
دانشکده: علوم اجتماعي - علامه
نام دانشجويان: اشرف مهمان نوازان
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: جامعه شناسي
اساتيد راهنما: جعفر سخاوت استاديار دكتري تخصصي جامعه شناسي آسيبهاي اجتماعي ,
اساتيد مشاور: محمد عبداللهي دانشيار دكترا جامعه شناسي ,
کليد واژه: رضايت شغلي,زنان <
