نام و نام خانوادگي : عليرضا زارعي
دانشكده : دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي
استاد راهنما : ولی اله فرزاد
تاريخ دفاع : ۸۰
رشته و گرايش : کارشناسی ارشد
دانشگاه: تربیت معلم
اين پژوهش تحت عنوان ؛بررسي رابطه بين سبکهاي اسنادي و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان سال دوم رشته رياضي شهر اراک؛ در سال تحصيلي 80-1379 انجام شد. هدف اين پژوهش، بررسي رابطه سبکهاي اسناد با پيشرفت تحصيلي ودر نهايت بررسي رابطه بين انگيزه پيشرفت وسبکهاي اسنادي با پيشرفت تحصيلي بوده است. جامعه پژوهشي عبارت از کليه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم رشته رياضي شهر اراک بود. از جامعه فوق 380 نفر (170 نفر دختر و 210 نفر پسر)، از طريق نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. براي جمع آوري داده هاي مربوط انگيزه پيشرفت، از مقياس ؛انگيزش تحصيلي؛ رابرت ولرند و همکاران (1995) و براي جمع آوري داده هاي مربوط به سبکهاي اسنادي از ؛پرسشنامه سبکهاي اسنادي؛ پيترسون و سيلگمن (1982) استفاده شد. داده هاي مربوط به پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) نيز از کارنامه تحصيلي دانش آموزان استخراج شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS روشهاي آماري توصيفي از قبيل ميانگين،انحراف معيار و ضريب همبستگي گشتاوري پيرسون مورد استفاده قرار گرفت. تحليل آماري داده ها نشان داد: بين انگيزه پيشرفت تحصيلي و پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) در هر دو جنس رابطه اي مثبت و معني دار وجود دارد. بين سبکهاي اسناد براي حوادث خوب و حوادث بد در ابعاد دروني -بيروني، کلي -اختصاصي و پايدار -ناپايدار با پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) رابطه اي مشاهده نشد. بين انگيزه پيشرفت و سبکهاي اسناد براي حوادث خوب در ابعاد دروني، بيروني، کلي اختصاصي و پايدار-ناپايدار رابطه مثبت و معني دار و بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسنادي براي حوادث بد در بعد دروني -بيروني رابطه منفي و معني دار مشاهده شد ولي بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسناد براي حوادث بد در ابعاد پايدار-ناپايدار و کلي اختصاصي رابطه اي مشاهده نگرديد.

نام و نام خانوادگي : ناصر گودرزي
دانشكده : دانشکده علوم تربيتي
استاد راهنما : محمدتقي فراهاني
تاريخ دفاع : ۷۸
رشته و گرايش : کارشناسی ارشد علوم تربیتی
دانشگاه: دانشگاه صدرا
اين پژوهش تحت عنوان "بررسي رابطه رضايت زناشويي با منيع کنترل در کادر ذرماني بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشکي تهران در سال 77-78 انجام شد. هدف از اجراي اين پژوهش بررسي رابطه مولفههاي رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) با منبع کنترل افراد (شامل گرايشهاي سهگانه دروني (1)، اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (P)، و شانس (C) و تعيين سهم هر يک از اين متغيرها (منبع کنترل) در پيشبيني رضايت از زناشويي در هر سه مولفه بوده است . جامعه پژوهش شامل که در درمانگران دانشگاه علوم پزشکي تهران بود. حجم نمونه پژوهش 93 زن و مرد بوده است . جمعآوري دادهها از طريق پرسشنامه "آزمون سنجش منبع کنترل با گرايشهاي (IPC) لونسون و "پرسشنامه رضايت از زناشويي راف ، نسخه فارسي که توسط محقق تحليل عاملي شده است ، انجام گرفته است . اين پرسشنامه در يک مطالعه مقدماتي بر روي 318 نفر زن و مرد از جامعه تحقيق اجرا شد که با ظاهر شدن سه عامل اصلي در آن، روايي و پاياني آن بدست آمد. جهت تجزيه و تحليل يافتههاي، علاوه بر روشهاي آمار توصيفي از تحليل عوامل و تحليل رگرسيون چند متغيره به روش گام به گام استفاده شده است . تحليل آماري بر روي دادههاي پژوهش نشان داد که بين منبع کنترل دروني (1) و مولفههاي رضايت زناشويي يعني (رضايت از ديدگاه همسر، رضايت جنسي و درک و تفاهم) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. از طرف ديگر يافتهها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (ح) و رضايت زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم) رابطه منفي و معنادار وجود دارد. اما بين منبع کنترل اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران و رضايت از زناشويي (رضايت جنسي) رابطه معناداري وجود ندارد. همچنين يافتهها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش شانس (C) و ابعاد رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) رابطه منفي وجود دارد. که در مولفه اول (رضايت از ديدگاه همسر) و متغير مولفه دوم (درک و تفاهم) اين رابطه معاندار است . اما اين معناداري به حدي نيست که وارد معادله رگرسيون شود. و در مورد متغيير ملاک سوم (رضايت جنسي) با منبع کنترل با گرايش شانس (C) رابطه معناداري وجود ندارد.







