تاريخ ارائه: 1374
دانشگاه: علامه طباطبائي
دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه
نام دانشجويان: مينا علي اسماعيلي
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي عمومي
اساتيد راهنما: مريم سيف نراقي استاد دكتري تخصصي آموزش و پرورش
اساتيد مشاور: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي
کليد واژه: طلاق,ازدواج,اختلالات طبقاتي,Divorce
چكيده: هدف تحقيق : بررسي مسائل مادي و اخلاقي و فرهنگي طبقاتي كه سبب از هم پاشيدگي زندگي مي شود. 1- آيا بين مسائل و مشكلات مادي در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت وجود دارد؟ 2- آيا بين مسائل و مشكلات مرتبط با عصبي بودن همسر در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت دارد؟ و... روش تحقيق : روش علي يا پس از وقوع مي باشد. جامعه آماري : كليه بانواني متقاضي طلاق بين سنين 20 تا 40 سال شهر تهران و بانواني كه از نظر سن و وسعت حوزه تحقيق با متقاضيان طلاق جور شده اند اما راضي زندگي هستند تشكيل مي دهند. يافته هاي تحقيق : بيشتر زنان متقاضي طلاق بين 24 تا 29 سال مي باشند. بيشترين در درصد در رابطه با ميزان تحصيلات زنان متقاضي طلاق از ديپلم به پايين مي باشد كه در واقع بالاترين درصد متقاضيان طلاق بطور اخص داراي تحصيلات در سطح ديپلم مي باشد. و زنان خانه دار هستند. و مربوط به زناني است كه همسران آنها ديپلمه هستند و.... نتيجه گيري : نتايج تحقيق نشان مي دهد كه عمده ترين علل با جمع درصدهاي ميزان بسيار زياد و زياد و در بعضي موارد جمع درصدهاي بسيار كم و هيچ به ترتيب بالاترين درصد بشرح زير است: در درجه اول عدم تفاهم اخلاقي با همسر مي باشد كه در واقع 80 درصد را در بر مي گيرد و در درجه دوم عدم احساس مسئوليت همسر كه شامل 74 ردصد است. در درجه سوم مشكلات مادي زندگي مشترك آنان 60 درصد و سپس فحاشي همسر 47 درصد بدبيني زنان متقاضي طلاق با همسرانشان 27 درصد عدم رضايت از شغل همسر 27 درصد و .... مي باشد. و پيشنهاد مي شود كه : 1- اين تحقيق در جامعه گسترده تري با حجم نمونه بيشتري صورت گيرد. 2- اين تحقيق جهت بانوان متقاضي طلاق در سنين مختلف صورت گيرد. اين پايان نامه همراه با جدول ، نمودار ،كتابنامه و در 187 ص ارائه گرديده شده است.

تاريخ ارائه: 1377
دانشگاه: علامه طباطبائي
دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه
نام دانشجويان: اسماعيل صفائي
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي تربيتي
اساتيد راهنما: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي
اساتيد مشاور: فرخنده مفيدي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش كودكان استثناي
کليد واژه: پرخاشگري,Aggression,اختلال رفتاري,Behavior disorder
چكيده: هدف : بررسي و مقايسه اختلال رفتار در كودكان محروم از پدر،عادي و شاهد. نمونه آماري: 294 دانش آموز (148 دختر و 146 پسر ) كه به شكل تصادفي ساده در سه گروه انتخاب شدند: 158-1 دانش آموز محروم از پدر (68 پسر و 68 دختر) كه پدرشان فوت كرده بود. 158-2 دانش آموز عادي (68 پسر و 68 دختر ) كه با پدر خود زندگي مي كردند.22-3 دانش آموز شاهد (12 دختر و 10 پسر ) كه پدرشان شهيد شده بود. يافته ها : در شش اختلال رفتاري (اختلال رفتار كلي ، پرخاشگري ،بيش فعالي ، اضطراب و افسردگي ،ناسازگاري اجتماعي،رفتارهاي ضد اجتماعي و اختلال كمبود توجه ) دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دختران عادي از خود نشان مي دهند.پسران محروم از پدر زمينه اختلال رفتار كلي ، ناسازگاري اجتماعي و رفتارهاي ضداجتماعي اختلال رفتاري بيشتري نسبت به پسران عادي از خود نشان مي دهند اما در مورد اختلال پرخاشگري ،بيش فعالي،اضطراب و افسردگي واختلال كمبود توجه اختلاف بين نمرات دو گروه پسر معني دار نيست. پسران مروم از پدر با پسران شاهد و دختران محروم از پدر با دختران شاهد در هيچكدام از اختلالات رفتاري تفاوت معني دار نداشته و تنها در زمينه اختلال رفتار كلي ، دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان شاهد از خود نشان مي دهند. محروميت از پدر مي تواند مشكلات رفتاري متعددي را براي دانش آموزان ايجاد نمايد كه براي پيشگيري و يا كم كردن آنها همكاري و معاضدت دست اندر كاران تعليم و تربيت ايجاد تسهيل در ارتباطات اجتماعي اين كودكان، دادن آموزشهاي لازم به آموزگاران و مادران آنها ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اين دانش آموزان و پر كردن اوقات فراغت آنها لازم به نظر مي رسد. اين پايان نامه همراه با جدول،نمودار ،كتابنامه و در 99 ص ارائه گرديده شده است. 1489پ








