تبليغاتX
روانشناسی
روان نما(روانشناسی و روان سنجی)

خوش آمديد **** در صورت نياز به خريد آزمونهاي روانشناسي و يا انجام كارهاي مربوط به تجزيه و تحليل آماري(spss) به قسمت فروشگاه رفته و يا ايميل بزنيد *** با تشكر قاسمي

روانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب  به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی  فشارآور  به كار می گيرد . 
در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است.

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل  توكل به خداوند,زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست,تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند,اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی,متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و
ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی,احساس تعلق داشتن به منبعی والا,اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی,برخورداری از حمايت های اجتماعی,حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی,آسيب كمتری را متحمل شوند.

مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت,ارزيابی شناختی فرد,فعاليت های مقابله,منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس,مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب,حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری,ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود.

بر اساس مطالعات انجام شده ديگر,بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن  ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا  و همكارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر,يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند.

مطالعات ديگر,تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتايج دو بررسی نشان داد,كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند,اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی,خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است.

زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند,در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,ميزان مرگ ومير 42% بود,در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری,كونينگ,كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری,مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری,مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان,ارتباط داشت.

عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی,ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی,بين فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد .

برگرفته از سایت http://www.mydocument.ir


+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 21:52  توسط یوسف  | 
 

ناتواني در تمركز موجب مي‌شود كه تصميم‌گيري براي فرد به كار شاقي بدل شود. به علت خطاهاي متعدد بسياري از كارها مجدداً انجام گيرد. ضرب‌الاجلهايي كه براي كارها تعيين شده به پايان رسيده و همين مسئله باز موجب افزايش استرس در فرد مي‌شود. بار كارهاي نيمه تمام بيش از پيش بر دوشش سنگيني مي‌كند و موقعيتش در محل كار سخت به خطر مي‌افتد. خوب تعجب‌آور هم نيست كه اعتماد به نفس و عزت نفس او هم به سرعت كاهش بيابد. فرد به زحمت مي‌تواند پس از بي‌خوابي يك شب طولاني خود را از رختخواب بيرون بكشد و يك روز ملال‌آور ديگري را آغاز كند. پزشك قرص‌هاي خواب‌آور و ضدافسردگي براي وي تجويز مي‌كند. روان‌شناسان تمرينهاي آرميدگي و مراقبه را توصيه مي‌كنند و فرد نيز براي خود نسخه ديگري مي‌نويسد. (چندين نخ سيگار در روز و...،) اما هيچ يك از اينها مؤثر نيست.

او نيز همانند همه قربانيان استرسهاي مزمن دور شكست به دام افتاده است. در اين شرايط مديريت زمان ضعيف – به علت عملكرد نامناسب – نتيجه‌اي به جز افزايش استرس و كاهش مجدد عملكرد نخواهد داشت. 
 

استرس

پس چگونه مي‌توان اين دور باطل و سهمگين را كه بالقوه مرگبار است درهم شكست. بعضي از معالجات نظير آرميدگي و مراقبه مي‌تواند نتيجه‌بخش باشد. اما براي كاهش استرس بايد گامهاي مثبت‌تري در جهت كنترل بيشتر زمان برداشت. تنها از اين راه است كه مي‌توان اميدوار بود كه يك توازن صحيح و اساسي بين تقاضاها و پاداش‌هاي شغلي، خانوادگي، دوستيها، تفريحات و فعاليتهاي اجتماعي برقرار مي‌شود.

اين موضوع بدين معني نيست كه سعي كنيم زندگي بدون هيچ گونه استرسي براي خود بسازيم. حتي اگر اين توقع قابل دسترسي نيز باشد كه هرگز امكان‌پذير نيست- زندگي اين چنين نيز كاملاً بي‌مزه و بي‌ارزش خواهد شد. با آموختن ميزان مناسبي از برانگيختگي جسمي و ذهني مي‌توانيم هم سلامتي خود را تضمين كنيم و هم بازده خويش را بهبود بخشيم. خبر خوب ديگر اين است كه اگر چه استرس شديد مرگبار است اما ميزان درستي از آن مي‌تواند محرك و مفيد باشد.

«فرايند كاهش استرس»

براي كنترل مؤثر استرس فرد بايد وارد موقعيتي كه مشكلات را بوجود آورده شود و آنها را حل كند. شرايطي از قبيل برطرف كردن اختلافات، مطالبه حق خود، مذاكره، مسافرتها، سخنراني در جمع، ايجاد انضباط كاري در كارمندان و... .

گاهي اوقات اوضاع و فعاليت‌هايي كه بيشترين استرس را ايجاد مي‌كنند به طور رنج‌آوري همراه هم ظاهر مي‌شوند در مواقعي ممكن است قادر نباشيد دقيقاً تصميم بگيريد كه كدام فعاليت، فرد يا شرايط خاص اين همه استرس توليد كرده است. براي كنترل استرس به طور مؤثر درك شش عامل كليدي زير ضروري است:

1- آگاهي: تضمين مي‌كند كه استرس قبل از شروع به رشد در همان ابتدا شناخته شود. با ثبت موقعيتهاي استرس‌زا اغلب مي‌توان اين آگاهي را بهبود بخشيد. اگر در مورد اينكه چرا بعضي از موقعيتها يا افراد موجب پريشاني شما مي‌شوند شك داريد، مي‌توانيد با نوشتن «يادداشت روزانه استرس» در مورد احساساتتان به بصيرتهاي بيشتر دست يابيد. به مدت 5 روز تمام وقايع، فعاليت‌‌ها و موقعيتهايي را كه در آنها مخصوصاً احساس فشار مي‌كنيد يادداشت نماييد. جزئيات اين يادداشت، بايد شامل موارد زير باشد:

  تاريخ و زمان- موقعيت – احساسات – شدت احساسات

2- پيش‌بيني: اين يادداشت روزانه به ما كمك مي‌كند شرايط استرس‌زا را پيش‌بيني كنيم و بتوانيم آن را قبل از وقوع در ذهن خود مجسم كنيم. زماني كه اين تجسم در يك حالت آرامش صورت پذيرد رو به رو شدن با آن اتفاق در زندگي واقعي بسيار ساده‌تر و موفقيت آميزتر خواهد شد. تا آنجا كه مي‌توانيد اين تصوير ذهني را با جزئيات بيشتري تجسم كنيد. به جاي اين كه فقط آن را تجسم كنيد سعي كنيد گفتگوهاي آن صحنه را بشنويد و حس كنيد. تجسم كنيد كه با اين چالش با آرامش و اعتماد به نفس برخورد مي‌كنيد.

3- اجتناب: ما مي‌توانيم توانايي خود را در مقابله با استرس به داشتن پول در بانك تشبيه كنيم هر بار كه از آن برداشت مي‌كنيم از اندوخته آن كاسته مي‌شود. اگر موجودي ما به طور مداوم تحت فشار استرس باشد مانند اين است كه بيش از حد از حسابمان برداشت كرديم، همان طور كه صلاحيت مالي ما نزد بانك زير سؤال مي‌رود، سلامتمان نيز به خطر مي‌افتد. با اجتناب از موقعيتهايي كه بدون دليل شما را تحت فشار رواني قرار مي‌دهد مي‌توانيد اين منابع محدود را ذخيره كنيد


+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1385ساعت 18:48  توسط یوسف  | 


.
در حوزه روان شناسي و علوم رفتاري معمولا باور بر اين است که هوش موجوديتي منفرد است که به ارث مي رسد و انسانها مانند لوح سفيدي هستند که هر چيزي را در صورتي که به شيوه اي مناسب ارائه شود، مي توان به آنها آموزش داد. تحقيقات اخير نشان مي دهد که عکس اين مسأله صادق است و هوشؤ هاي چندگانه وجود دارد که کاملا از يکديگر مستقل هستند. گاردنر هوش را "ظرفيتي براي حل مسائل يا تطبيق ساخته ها متناسب با مجموعه فرهنگي " مي داند. گاردنر هفت هوش معرفي مي کند، دو تاي اول در مدرسه به دست مي آيد. سه تاي بعدي مربوط به هنر است و دو تاي پاياني شخصي.در کتاب چارچوب هاي ذهن گاردنر با هوش هاي شخصي به عنوان يک کل برخورد مي کند؛ چرا که بسيار به هم نزديکند و هماهنگ عمل مي کنند. افراد ترکيب يگانه اي از هوش ها دارند و اين هوش ها بدون جهت گيري اخلاقي است و مي تواند براي مقاصد خوب يا بد بکار آيد.نظريه گاردنر در روان شناسي جايگاه معتبري به دست نياورده است ولي به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل اين تئوري، هفت روش تدريس به جاي يکي را امکان پذير مي کند؛ يعني مي توان ذهن را در زمينه اي که آماده است، تحريک کرد و با شيوه اي که مورد علاقه دانش آموز است پيش رفت. توصيه هاي گاردنر:"
معلمان بايد توجه خود را به همه هوش ها معطوف کنند.""بايد آموزش و اخلاقيات را به يکديگر گره زد
با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهاي چندگانه هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فکري هستند

.انواع هوش چندگانه کدامند؟
هوش ديداري
/ فضايياين نوع هوش توانايي درک پديده هاي بصري است. يادگيرنده هاي داراي اين نوع هوش ، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد.مهارت هاي آنها شامل موارد زير است:ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسي خوب، طراحي، نقاشي، ساختن استعاره ها و تمثيل هاي تصويري (احتمالا از طريق هنرهاي تجسمي)،دستکاري کردن تصاوير، ساختن، تعمير کردن و طراحي وسايل عملي، تفسير تصاوير ديداري.شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:دريانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمي، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلي، مکانيک، مهندس
هوش کلامي
زبانياين نوع هوش يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين يادگيرنده ها مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولا سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبانشغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:شاعر، روزنامه نگار، نويسنده، معلم، وکيل، سياستمدار، مترجم
هوش منطقي
رياضي هوش منطقي / رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند.مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود:مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسيرشته هاي شغلي مورد علاقه آنها عبارتند از :دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان
هوش بدني
/جنبشياين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين يادگيرنده ها خودشان را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازي با توپ، يا استفاده از تيرهاي تعادل مهارت دارند)انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند.مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود:، هماهنگي بدني، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنايع دستي، هنرپيشگي، تقليد حرکات، استفاده از دست هايشان براي ساختن يا خلق کردن، ابراز احساسات از طريق بدنشغل هاي مورد علاقه آنها عبارتند از :ورزشکار، معلم تربيت بدني، ، هنرپيشه، آتش نشان، صنعتگر
هوش موسيقي
/ ريتميکاين نوع هوش يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين يادگيرنده هاي متمايل به موسيقي با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين يادگيرنده ها بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند.مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسيقي، تشخيص الگوهاي آهنگين، آهنگ سازي، به ياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقيشغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :موسيقي دان، خواننده، آهنگساز
هوش درون فردي
توانايي ارتباط برقرار کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم هاي ديگر ببينند تابفهمندآنها نيچگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العا د ه اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند. آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران برقرار کنند.مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق و احساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، توجه به خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، رابطه برقرار کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردمشغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر
هوش برون فردي (فرا فردي)
اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با ديگران

.
منبع : قسمتي از مقاله مندرج در مدرسه اينترنتي** سايت تبيان

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 0:47  توسط یوسف  | 
درك مفهوم اضطراب ، نقش عمده اي در شناخت و فهم مشكلات ناشي

از اختلالات اضطرابي كودكان ونوجوانان ايفا مي كند .كلمه اضطراب

اصطلاحاً براي توضيح و تشريح گونه هاي مختلف و متنوعي از

واكنشهاي عاطفي ، حركتي و زيست شناختي درمقابل احساس

 خطر بكار مي رود . احساساتي از قبيل ناراحتي و ترس از اينكه حادثه

 ترسناك و ناگواري اتفاق خواهد افتاد ، ازجمله نشانه هاي اصلي

، اختلال اضطرابي دركودكان ونوجوانان محسوب مي شوند .

يك نوع از اين اختلالات اضطرابي كه در

 محيط هاي آموزشي  زياد مشاهده‌مي شود اضطراب امتحان

examinaton Anexity است كه رابطه تنگاتنگي

با عملكرد و پيشرفت تحصيلي هزار
?ان دانش- آموز دارد . دانش آموزي كه دچار اضطراب امتحان‌‌مي باشد

، با وجوداينكه مطالب و مفاهيم وموضوعات درسي را فرا گرفته است

قادر به ارائه و بيان آموخته هاي خود نيست . اين دانش آموزان يا

دانشجويان ،نخست دچارنوعي دل مشغولي ذهني هستند و

دوم درباره تواناييهاي خود ، نظر منفي داشته و از خود ارزيابي

شناختي منفي دارند . اين دو عامل موجب عدم تمركز حواس و واكنشهاي

زيست شناختي نامطلوب ،  افزايش ضربان قلب ،هيچان و تهوع و عدم

 تمركزحواس‌‌مي‌شود. پژوهشهاي مختلف نشان داده است كه

 اضطراب مادر بسياري از اختلالات

 رواني است . اين موضوع اهميت اين اختلال و تلاش براي درم
ان آن را روشن مي سازد . اضطراب را كه آشفتگي و پريشاني

ويژگي آن است و آموخته هاي قبلي را مغشوش و عملكرد فرد را

مختل مي سازد ، نمي توان براي مدت زيادي تحمل كرد . بنابراين با

يد پس از شناخت عوامل و ريشه هاي ايجادكننده آن ، به درمان آن همت گمارد .
عوامل موثر در بروز اضطراب امتحان

عزت نفس پايين
     منظور آن است كه اين افراد از خودانتظارات و توقعاتي دارند كه تناسب

چنداني با تواناييهايشان ندارد . از اينرو چون بين آرزوها و انتظاراتي

كه اصطلاحاً خود ايده آل گفته مي شود با ويژگيهاي كه فرد درحال

حاضر دارد ، از قبيل هوش ، استعداد و وضعيت جسماني كه

اصطلاحاً خود پنداره خوانده مي شود تفاوت زيادي وجود دارد

، اين امر موجب شكست هاي‌

متعدد مي‌شود و زمينه براي بروز اضطراب فراهم‌مي گردد.
روابط نادرست والدين با كودك و روابط بين اعضاي خانواده
      خانواده نقش اساسي درايجاد اضطراب امتحان دارد . محيط

خانواده مي تواند آرامش بخش و يا اضطراب زا باشد . انتظارات

غيرمنطقي كه از توان كودك يا نوجوان خارج است و تناسب

چنداني با تواناييهاي‌فردندارد ،مي‌تواند در بروز اضطراب امتحان

نقش داشته باشد . مثلاً تاكيد بر گرفتن نمره 20 در دروس مختلف

از جانب والدين ومقايسه فرزندان با يكديگر و يا با ديگران يك عامل

 مهم ديگري در بروز اضطراب امتحان به شمارمي‌آيد . خانواده هاي

زيادي بدون در نظر گرفتن تفاوت  هاي فردي ، ميان اعضاي

خانواده و بدون در نظر گرفتن تواناييهايي

مثل استعداد ، علاقه و وضعيت جسماني ، رواني ، برخوا
سته هاي غيرمنطقي خود پافشاري‌مي كنند

 كه نتيجه آن بروز اضطراب و دلهره دركودك و يا نوجوان است .
محافظت ومحدوديت بيش از اندازه
       از ديگر عوامل اضطراب زا ، توجه افراطي به كودكان ونوجوانان

است كه اعتماد به نفس در آنها را نابود و احساس خودكم انگاري 

 و ناتواني را در آنها بودجود مي آورد. اساساً مشكل كودكان و نوجوانان

،هنگامي شروع مي شود كه به سبب نوع تربيت خانواده ها

 فرزندان خانواده ،وابستگي‌شديدي به‌خانواده پيدا مي كنند.

انتظارات غيرمنطقي ، محيط هاي آموزشي ومعلمان
       انتظارات منطقي ومناسب معلم، انگيزه اي جهت پيشرفت

دانش آموزان محسوب مي شود . محيط هاي آموزشي كه

صرفاً تاكيدشان بر حفظ مقدار زيادي از مطالب است وتوجهي

 به شيوه هاي جديد ارزشيابي و بكارگيري روشهاي نوين

 تدريس نداشته و تفاوتهاي فردي فراگيران را نيز در نظر نمي گيرند

 ، زمينه بروز اين اخلال را در فراگيران فراهم مي آورند. محيط هاي

 آموزشي كه همراه با تهديد و تنبيه باشد ، بروز اين اخلال را تشديد مي كنند .
عدم آشنايي فراگيران با روشهاي درست مطالعه
     از عوامل مهم ديگر ، درايجاد اضطراب امتحان آشنا نبودن‌،

دانش آموزان با روشهاي صحيح مطالعه و برنامه- ريزي تحصيلي

 است . بسياري از دانش آموزان متن هاي مختلف را با سرعت‌

و شيوه‌هاي يكساني مطالعه مي كنند

 يعني رياضي را  مانند فارسي و يا علوم مطالعه مي كنند .
       عدم تناسب پرسشهاي امتحاني با تواناييهاي دانش آموزان
           پرسشهاي‌بسياردشوار كه موجب شكست خوردن دانش آموزان

مي‌شود ‌باعث افزايش ميزان اضطراب مي‌شود و تجربه‌هاي پي

 در پي شكست احساس ناتواني و اضطراب در دانش آموزان ايجاد

 مي‌كند. مسئله مهم ديگر اين است كه پرسشهاي امتحاني

 بايد با توجه به روش تدريس معلم طرح شود . بديهي است در

 صورتيكه با روشهايي مانند ، روشهاي سخنراني و توضيحي

تدريس مي شود ، نمي توان براي فراگيران سوالهايي كه نياز به

توانايي هاي بالاي

 ذهني از قبيل استدلال تجزيه وتحليل وغيره  دارد مطرح كرد .
علائم :
      فردي‌كه دچار اضطراب

 امتحان مي شود ، بعضي از علايم زير را از خود نشان
مي دهد .
      ò اشكال در تمركز حواس
òعصبي بودن و قرار نداشتن
òاحساس خستگي
òسرگيجه
òتكرار ادرار
òتپش قلب
òبي حالي
òتنگي نفس
òتعريق
òبيهوشي
òنگراني و دلهره
òبي خوابي
òگوش به زنگ بودن
روشهاي كاهش و درمان اضطراب امتحان
-  والدين بهتر است، تواناييهاي جسماني و رواني و علايق

كودكان ونوجوانان را درنظر گرفته

و خواسته ها و انتظارات خود را با آن ويژگيها متناسب كنند
  -  از تنبيه كودكان خودداري كنند.
  -  والدين بهتر است، نقاط قوت

 فرزندانشان را شناسايي كرده و در تقويت آنها بكوشند .
-  از بكار بردن واژگاني مثل، تنبل ، ناتوان و...

خودداري كرده و از برچسب زدن به دانش آموزان خودداري شود .
-  معلمان نيز بهتر است، ضمن شناخت تفاوتهاي فردي دانش آموزان

و در نظر گرفتن استعدادهاي مختلف و علايق و ويژگيهاي جسماني

، رواني دانش آموزان ، انتظارات خود را با آنها هماهنگي سازند

. و در روشهاي تدريس خود تغييرات لازم را انجام دهند. و از

روشهاي فعال تدريس

مثل شيوه كاوشگري ، دريافت مفهوم و حل مسئله استفاده كنند.
- والدين معلمان بايد محيط هاي آرام و دور از رقابت هاي ناسالم براي

 تحصيل فرزندان

و دانش آموزان مهيا سازند و از مقايسه آنها با يكديگر خودداري كنند.
- معلمان بايد در طراحي سئوال هاي

امتخاني دقت لازم را داشته و تواناييهاي دانش آموزان را درنظر بگيرند .
شركت در

جلسات مشاوره و روان شناسي دركاهش اضطراب بسيار مفيد است .

استفاده از روشهاي صحيح مطالعه :

دانش آموزان بايد از متون جديد مطالعه استفاده كنند . مانند روش SQ3R.
روش SQ3R
survey( خواندن اجمالي متن ) : از نظر گذراندن عناوين و مطالب فصل يا درس.
Question ( طرح سئوال ) : هنگام خواندن متن براي خود سئوالهايي مطرح كنيد .
مي توانيد از سئوالهاي آخر درس يا داخل متن نيز

استفاده كنيد . اين سئوالات به

 شما كمك مي كنند كه بدانيد در خواندن آن متن به دنبال چه اهدافي هستيد .
Read ( دقيق خواني ): دراين مرحله برگرديد و متن را با

دقت بخوانيد

، زيرنكات مهم خط كشيده و خلاصه پارگرافها را در حاشيه يادداشت كنيد.
Recite( از حفظ گفتن ): در اين مرحله نكات مهم را براي خود

مجدداً از حفظ بگوييد و به سئوالهاي مطرح شده

در مرحله دوم پاسخ دهيد . در اين مرحله

 مي توان دو به دو و يا با دوستان به تبادل نظر و انتقال مفاهيم پرداخت .
Review(مرور): در زمانهاي مختلف مطالب خوانده شده را مرور كنيد .

 به اين طريق فراموشي را كاهش مي‌دهيد . اين مرور مي تواند

به يكي از اشكال ، از خود پرسيدن يا توضيح

خلاصه درس براي ديگران ويا گفتگوي چند نفره انجام مي شود .

استفاده از شيوه آرميدگي :
     دراين روش 16 جفت عضلات بدن سفت و سپس شل مي شود .

اين روش نياز به تمرين دارد . خوانندگان عزيز مي تواند براي اطلاع

 از چگونگي اجراي اين روش به كتاب آموزش

 آرميدگي(تن‌آرامي) نوشته دكتر علي صائبي مراجعه كنند .


+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 0:42  توسط یوسف  |